صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

604

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

مىگرفتند و بزرگانى مانند ابو بكر و عمر هم در ميان آنان بودند . اما پس از پايان قرارداد صلح حديبيه [ و تصميم به بازگشتن به سمت مدينه ] ، پيامبر به همين ياران فدايى و جان بر كف دستور داد كه به پا خيزند و قربانىها را بكشند . كسى از جا تكان نخورد . اين رفتار ، موجب نگرانى حضرت شد . ام سلمه - رض - در مقام مشورت گفت : بى آن كه با كسى حرف بزنى ، قربانى خود را ذبح كن . پيامبر چنين كرد . يارانش فورا بپاخاستند و به پيروى از وى ، قربانىهاى خود را ذبح كردند . ( 1 ) اين واقعهء مهم [ به ما مىفهماند كه : ] فرق ميان تأثيرگذارى گفتار و كردار ، براى منهدم كردن آيينى كهن و ريشه‌دار جاهلى و . . . ، بسيار است . منافقان در اطراف ازدواج پيامبر با زينب ، به تحريكات گسترده و تبليغات دروغين وسيعى دست زدند كه انديشه و اذهان برخى از مسلمانان ضعيف نفس و ساده را آشفته كرد . به ويژه ، زينب در شمار زن پنجم پيامبر در آمده بود و مسلمانان چنان مىدانستند كه جايز نيست هر مردى بيشتر از چهار همسر برگزيند . علاوه بر اين ، زيد را پسر پيامبر مىناميدند و ازدواج با عروس ، كارى بس زشت و ناپسند است . اما خداوند در اين باره به طور كافى و شافى ، مطلب را آورده است و مسلمانان هم دريافتند كه فرزندخواندگى در اسلام پايه و اساسى ندارد و نيز دريافتند ، براى اين كه پيامبر [ از اين راه ] به اهداف و آرمانهاى ارزندهء خود نايل آيد ؛ اين ازدواجها خاصّ او گرديد . [ پيامبر و همسرانش ] ( 2 ) رفتار و معاشرت پيامبر با امّهات مؤمنان در حدّ اعلاى بزرگوارى ، رادمردى ، نيكويى و بلند نظرى بود . امهات مؤمنان نيز در اوج قلهء رفيع شرافت ، قناعت ، بردبارى ، فروتنى ، خدمتگزارى و رعايت حقوق شوهردارى قرار داشتند ؛ هر چند پيامبر - از جهت مالى - آن چنان تهيدست بود كه [ جز خانوادهء او ] كسى ياراى تحمل آن را در خود نمىديد . انس مىگويد : گمان نمىكنم هرگز پيامبر [ در بيت خود ] يك قرص نان نرم را داشته و يا اين كه :